اتودفرهنگ انتشارات معین(اِ تُ) [ فر. ] 1 - (اِ.) طراحی مقدماتی . 2 - مداد نوکی . 3 - (اِمص .) مطالعه و تحقیق مقدماتی ، بررسی .
عتودلغتنامه دهخداعتود. [ ع َ ] (ع اِ) درخت کنار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || درخت بزرگ ریگستانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). طلح . (اقرب الموارد). || (ص ) بزغال
عتودلغتنامه دهخداعتود. [ ع َت ْ تو ] (اِخ ) کوهی است بین سیاله و ملل و گفته شده است کوهی است سیاه از جانب نقیع.
عتودلغتنامه دهخداعتود. [ ع َت ْ وَ ] (اِخ ) موضعی است به حجاز. عمرانی گوید [ ع َ / ع ِ ] روایت شده است و آبی است کنانه را.
عطودلغتنامه دهخداعطود. [ ع َ طَوْ وَ ] (ع ص ) درشت و دشوار از هر چیزی . (منتهی الارب ). شدید شاق . (اقرب الموارد). || سیر شتاب با مشقت . (منتهی الارب ). سیرسریع. (اقرب الموارد).
اتحددیکشنری عربی به فارسیبهم پيوست , متحد کردن , يکي کردن , متفق کردن , وصلت دادن , ترکيب کردن , سکه قديم انگليسي
ابودلغتنامه دهخداابود.[ اُ ] (ع مص ) برمیدن . رمیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). وحشی شدن . (زوزنی ). وحشت گرفتن ، چنانکه بهیمه . || مقیم شدن بجای . (دهار) (تاج المصا