اتولغتنامه دهخدااتو. [ اَت ْوْ ] (ع مص ) عطا کردن : اَتا الرجل ؛ عطا کرد مرد. (منتهی الارب ). || شتاب کردن شتر در سیر: اَتا البعیر. (منتهی الارب ). || برگردانیدن شتر دست خود را
اتولغتنامه دهخدااتو. [ اُ ] (اِ) تَله . فِر . آلتی که بدان کیسی و چین و نورد جامه راست کنند و پیش از این بجای آلت آهنین کنونی نیم خمی را بر جائی نصب کردندی و بزیرآتش افروختندی
اتولغتنامه دهخدااتو. [ اُ ت ُ ] (فرانسوی ، پیشوند) در زبانهای اروپائی مزید مقدمی است بمعنی خود، بخودی خود. || (اِ) مخفف اتومبیل .
اتوفرهنگ انتشارات معین(اُ) [ روس . ] (اِ.) = اطو: ابزاری آهنی با یک صفحة صاف که به وسیلة برق گرم می شود و با آن چین و چروک پارچه یا لباس را از بین ببرند.
عتولغتنامه دهخداعتو. [ ع ُ ت ُوو ] (ع مص ) بزرگ منشی نمودن و از حد درگذشتن . (اقرب الموارد) (لسان العرب ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || به غایت پیری رسیدن . (ترجمان علامه ). ||
عطولغتنامه دهخداعطو. [ ع َطْوْ ] (ع مص ) گرفتن به دست . (از منتهی الارب ). گرفتن : هو طویل لاتعطوه الأیدی ؛ او دراز است و دستها او را نمی گیرد. (از اقرب الموارد). فرا گرفتن .(
عطولغتنامه دهخداعطو. [ ع َطْوْ / ع ِطْوْ / ع ُطْوْ / ع َ طُوو ] (ع اِ) آهو که به سوی درخت گردن دراز کند تا بخورد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).