1060 مدخل
گمان بد دربارۀ کسی بردن؛ به کسی گناهی نسبت دادن؛ تهمت زدن؛ افترا زدن.
چفته
افترا، بهتان، تهمت، فریه
accusation, allegation, charge, implication
تهمت , اتهام , اعلا م جرم , تنظيم ادعا نامه
اتهام , معاقبة
قابل للاتهام
التهمة المزورة ، التهمة المزيفة
count
noise
accusing, incriminatory
اتهام