۱. حادثه؛ واقعه؛ پیشامد.
۲. (اسم مصدر) متحد بودن.
۳. (اسم مصدر) داشتن نظر یکسان؛ همفکری.
۴. (اسم مصدر) [قدیمی] به وقوع پیوستن؛ حادث شدن.
بختامد، رویداد، پیامد، رخ داد، پیشامد، پیش آمد
۱. ائتلاف، اتحاد، وحدت، همآوازی، همدستی، همدلی، همزبانی، همسخنی، یکدلی
۲. پیشامد، تصادف، تصادم، حادثه، رخداد، رویداد، سانحه، سرگذشت، عارضه، واقعه، وقوع
۳. اجماع
۴. تراضی، سازواری، ≠ اختلاف، نفاق
alliance, chance, circumstance, coincidence, contingent, event, incident, occasion, occurrence, oneness, uncertainty, unity