ذوالمجدلغتنامه دهخداذوالمجد. [ ذُل ْ م َ ] (اِخ ) صاحب مجد. در عیون الانباء ابن اصیبعة ذیل شرح حال ابن البغونش آمده است : ثم انصرف الی طلیطلة و اتصل بها بامیرها الظافر اسماعیل بن ع