اتحادیلغتنامه دهخدااتحادی . [ اِت ْ ت ِ ] (ص نسبی ) طریقه ای که پیروان آن معتقد بیکی شدن خالق با مخلوقی باشند.
اتحادیهدیکشنری فارسی به انگلیسیalliance, combination, combine, confederacy, federation, league, syndicate, trade, union
اتحاد مقدسHoly Allianceواژههای مصوب فرهنگستاناتحادی ارتجاعی میان پادشاهان روسیه و اتریش و پروس در سال 1815 برای سرکوب جنبشهای آزادیخواهانه