اتاقهلغتنامه دهخدااتاقه . [ اُ ق َ / ق ِ ] (ترکی ، اِ) بمعنی کلغی که از پرهای بعض مرغان سازند و این لفظ ترکی است و با فعل زدن و افتادن و داشتن صرف شود : اتاقه سرکشان را از سر افت
اتاقهلغتنامه دهخدااتاقه . [ اُ ق َ / ق ِ ] (ترکی ، اِ) بمعنی کلغی که از پرهای بعض مرغان سازند و این لفظ ترکی است و با فعل زدن و افتادن و داشتن صرف شود : اتاقه سرکشان را از سر افت
اتاقهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکاکلی که از پرهای بعضی پرندگان بر کلاه میزدند: ◻︎ اتاقه زد به کلهگوشهام دمیدن مهر / که ای خراجستان یکهشاعر آفاق (؟: لغتنامه: اتاقه).
اتاقهای همجوارadjoining roomsواژههای مصوب فرهنگستاناتاقهایی در مهمانخانه/ هتل که پهلوی هم قرار داشته باشند