عتابفرهنگ مترادف و متضاد۱. پرخاش، سرزنش، شماتت، ملامت، نقمت ۲. خشم، خطاب، غضب، قهر، مخالفت، معاتبه ۳. ناز
اتعبلغتنامه دهخدااتعب . [ اَ ع َ ] (ع ن تف ) پرتعب تر.- امثال : اتعب من راکب فصیل .اتعب من رائض مهر .
عتابلغتنامه دهخداعتاب . [ ع َت ْ تا ] (اِخ ) ابن اسیدبن ابی العیص بن امیة. از والیان اموی و از قریش و از مردم مکه و صحابه است . وی مردی شجاع ، عاقل و از اشراف عرب بود. رسول (ص )
اتابکان سنجارلغتنامه دهخدااتابکان سنجار. [اَ ب َ ن ِ س َ ] (اِخ ) (566-617 هَ . ق .). رجوع به اتابکان الجزیره و شام شود.انقراض این شعبه بدست ایوبیان صورت گرفت . رجوع به طبقات سلاطین اسلا
اتابکلغتنامه دهخدااتابک . [ اَ ب َ ] (اِخ )ابن شمس الدین محمد صاحبدیوان که به سال 683 هَ . ق .با سه برادر خود یحیی و فرج اﷲ و محمود به امر ارغون خان کشته شد. رجوع به تاریخ مغول ص