ابیدهلغتنامه دهخداابیده . [ اَ دَ ] (اِخ ) نام منزلی از منازل ازدالسّراة. و ابن موسی گوید: ابیده از دیار یمانیین است میان تهامه و یَمن .
آباده ٔ طشکلغتنامه دهخداآباده ٔ طشک . [ دَ ی ِ طِ ش َ ] (اِخ ) بخشی از ولایات خمسه ٔ فارس است ، و آن را به مناسبت یکی از قرای آن که طشک نام دارد آباده ٔ طشک خوانده اند تا از آباده ٔ اق
آباده ٔ اقلیدلغتنامه دهخداآباده ٔ اقلید. [ دَ ی ِ اِ ] (اِخ ) بخشی از شهرستان آباده است و آن را به مناسبت یکی از قرای آن که اقلید نام دارد آباده ٔ اقلید خوانند تا از آباده ٔ طشک ممتاز با
آباده ٔ زرتشتلغتنامه دهخداآباده ٔ زرتشت . [ دَ ی ِ زَ ت ُ ] (اِخ ) نام یکی از چهار محله ٔ نیریز از شهرهای فارس .
آجیده،آج، آژده (سوزن زده) ،آج(زبری سوهان)، عاج (لاستیک)،آجیه(بخیه)گویش تهرانیپنبهدوزی، بخیه درشت،تخت کفش و گیوه دارای گلچه سوزن دوزی شده با نخ تابیده ،برجستگی،گُل،دندانه
آباده ٔ طشکلغتنامه دهخداآباده ٔ طشک . [ دَ ی ِ طِ ش َ ] (اِخ ) بخشی از ولایات خمسه ٔ فارس است ، و آن را به مناسبت یکی از قرای آن که طشک نام دارد آباده ٔ طشک خوانده اند تا از آباده ٔ اق
آباده ٔ اقلیدلغتنامه دهخداآباده ٔ اقلید. [ دَ ی ِ اِ ] (اِخ ) بخشی از شهرستان آباده است و آن را به مناسبت یکی از قرای آن که اقلید نام دارد آباده ٔ اقلید خوانند تا از آباده ٔ طشک ممتاز با
آباده ٔ زرتشتلغتنامه دهخداآباده ٔ زرتشت . [ دَ ی ِ زَ ت ُ ] (اِخ ) نام یکی از چهار محله ٔ نیریز از شهرهای فارس .