عبیطلغتنامه دهخداعبیط. [ ع َ ] (ع ص ) شتر فربه و جوان که بی علت و بیماری کشته باشند. ج ، عُبُط، عِباط. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || تازه . (از اقرب الموارد) (
ابیت اللعنلغتنامه دهخداابیت اللعن . [ اَ ب َ تَل ْ ل َ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی )کلامی است که عرب در جاهلیت در تحیت ملوک گفتندی و معنی : سر باززنی از امری که موجب لعن و نفرین گردد.
ابیتونلغتنامه دهخداابیتون . [ ] (اِ) بیونانی راتینج است . رجوع به ابیشون شود. و البته یکی مصحف دیگری یا هردو مصحف کلمه ٔ ثالثی باشند.
ابیت اللعنلغتنامه دهخداابیت اللعن . [ اَ ب َ تَل ْ ل َ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی )کلامی است که عرب در جاهلیت در تحیت ملوک گفتندی و معنی : سر باززنی از امری که موجب لعن و نفرین گردد.
ابیتونلغتنامه دهخداابیتون . [ ] (اِ) بیونانی راتینج است . رجوع به ابیشون شود. و البته یکی مصحف دیگری یا هردو مصحف کلمه ٔ ثالثی باشند.