ابوقیسلغتنامه دهخداابوقیس . [ اَ ق َ ] (اِخ ) ابن حارث بن قیس بن عدی قرشی . صحابی است از مهاجرین بحبشه .او احد و مشاهد دیگر را دریافت و بروز یمامه درجه ٔ شهادت یافت . پدر او حارث
ابوعیسیلغتنامه دهخداابوعیسی . [ اَ سا ] (اِخ ) ابن رشید. احمد یا صالح پسر هارون خلیفه . او در حسن صورت بی عدیل وآوازی خوش و در ادب و شعر و موسیقی بهره ای تمام داشت و مأمون را به ا
ابوعیسیلغتنامه دهخداابوعیسی . [ اَ سا ] (اِخ ) احمدبن علی بن یحیی منجم . رجوع به احمد... و رجوع به منجم شود.
عیلانلغتنامه دهخداعیلان . [ ع َ ] (اِخ ) ابوقیس ، و صحیح آن قیس عیلان باشد و او را همنام نیست . و عیلان در اصل نام اسب او بوده است . (منتهی الارب ). و رجوع به عیلانی شود.
اسودلغتنامه دهخدااسود. [ اَ وَ ] (اِخ ) ابن قیس مکنی به ابوقیس . تابعی است . مؤلف عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج 5 ص 79 روایتی از او آورده است .
صرمةلغتنامه دهخداصرمة. [ ص ِ م َ ] (اِخ ) ابن انس بن صرمة صاحب رسول خدا (ص ) رجوع به ابوقیس صرمة در این لغت نامه و عقدالفرید ج 1 ص 174 و ج 2 ص 257، چ محمد سعید عریان و المعرب جو