ابوعمرلغتنامه دهخداابوعمر. [ اَ ع ُ م َ ] (اِخ ) ابن جماعة، عبدالعزیز عزالدین . رجوع به ابن جماعة ابوعمر عبدالعزیز... شود.
ابوعمرانلغتنامه دهخداابوعمران . [ اَ ع ِ ] (اِخ ) ابراهیم بن یزیدبن اسودبن محمدبن ربیعه . یکی از تابعین . متوفی به سال 96 هَ . ق . در 49 سالگی . رجوع به ابراهیم نخعی ... شود.
ابوعمرانلغتنامه دهخداابوعمران . [ اَ ع ِ ] (اِخ ) ابن الصیرفی . محمدبن موسی بن عبدالعزیز. رجوع به محمد... شود.
ابوعمرولغتنامه دهخداابوعمرو. [ اَ ع َم ْرْ ] (اِخ ) عبدالملک بن عمیر. ازروات حدیث است و بعضی کنیت او را ابوعمر گفته اند.
ابوعمرولغتنامه دهخداابوعمرو. [ اَ ع َم ْرْ ] (اِخ ) قیس بن رافع. ازروات حدیث است و بعضی کنیت او را ابوعمر گفته اند.
ابوعمرولغتنامه دهخداابوعمرو. [اَ ع َم ْرْ ] (اِخ ) الشامی السیبانی . (؟) او از عمر و پسر ابوعمر موسوم به یحیی از او روایت کرده است .