ابوجهمة العدویلغتنامه دهخداابوجهمة العدوی . [ اَ ؟ ] (اِخ ) سکری اشعار قاسم بن قاسم را از او روایت کند.
ابومحمدلغتنامه دهخداابومحمد. [ اَ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) حبیب بن شهید. محدث است و نیز کنیت او را ابوشهید گفته اند.
ابوجهمة العدویلغتنامه دهخداابوجهمة العدوی . [ اَ ؟ ] (اِخ ) سکری اشعار قاسم بن قاسم را از او روایت کند.
ابورهملغتنامه دهخداابورهم . [ اَ رُ ] (اِخ ) ابن عبدالعزی . دومین شوی ام ّالمؤمنین میمونه پیش از تزویج با رسول اﷲ صلوات اﷲعلیه . رجوع به ص 148 حبیب السیر ج 1 شود.