ابوشامهلغتنامه دهخداابوشامه . [ اَ م َ ] (اِخ ) شهاب الدین عبدالرحمن بن اسماعیل بن ابراهیم بن عثمان دمشقی مقدسی مقری و نحوی و مورخ و ادیب و فقیه شافعی . پدروی اسماعیل به بیت المقدس
ابوشاهلغتنامه دهخداابوشاه . [ اَ ] (اِخ ) فارسی یمانی . از ابناء فارس . صحابی است . و در یکی از مجالس رسول صلوات اﷲ علیه حاضر بود و آنگاه که خطبه ٔ او علیه السلام به پایان رسید اب
ابوشحمهلغتنامه دهخداابوشحمه . [ اَ ش َ م َ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن عمربن الخطّاب . رجوع به عبدالرحمن ... شود.
آبشامهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپردهای که روی احشا و قلب و ششها را پوشانیده و از دو لایۀ نازک تشکیل شده است.
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن دمشقی معروف به ابوشامه . او راست : کشف ماکان علیه بنوعبید من الکفر و الکذب و الکید. (کشف الظنون ).
حسنلغتنامه دهخداحسن . [ ح َ س َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحیم بکری مراکشی ، سبط ابوشامه . متولد 660 هَ . ق . سپاهی گری میکرد و محدث بود و در 722 هَ . ق . درگذشت . (دررالکامنة ج 2 ص 17
شهاب الدینلغتنامه دهخداشهاب الدین . [ ش ِ بُدْ دی ] (اِخ ) رجوع به عبدالرحمن بن اسماعیل دمشقی و ابوشامة شود.
عبدالرحمانلغتنامه دهخداعبدالرحمان . [ ع َ دُرْ رَ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن ابراهیم المقدسی الدمشقی ملقب به شهاب الدین و مکنی به ابوالقاسم و معروف به ابوشامة. رجوع به ابوشامة شود.