ابوخلیفهلغتنامه دهخداابوخلیفه . [ اَ خ َ ف َ ] (اِخ ) فضل بن حباب بن محمدبن شعیب بن صخر جمحی بصری . قاضی بصرة. از روات اخبار و اشعار و انساب . وفات او بسال 305 هَ . ق . بوده است . ک
قاضی نعمانلغتنامه دهخداقاضی نعمان . [ ن ُ ] (اِخ ) ابن محمد، مکنی به ابوخلیفه . رجوع به ابوخلیفه نعمان شود.
جرجانیلغتنامه دهخداجرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن حسین بن قاسم بن غطریف بن جهم مکنی به ابواحمد. راوی بود. وی از ابوخلیفه و زکریای ساجی و سختیانی و ابوالحسین تاجر و هیثم دور
اصطخریلغتنامه دهخدااصطخری . [ اِطَ ] (اِخ ) ابومحمد عبداﷲبن محمدبن سعیدبن محارب بن عمروبن عامربن الاحول شهاب انصاری اصطخری . از محدثان بود و در بغداد سکونت داشت . احادیث مقلوبی از
طالقانیلغتنامه دهخداطالقانی . [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) ابوالحسن عبادبن عباس بن عباد طالقانی . وی از ابوخلیفه فضل بن حباب بصری و ابوبکر محمدبن یحیی مروزی بغدادی و جعفربن محمدبن حسن قرما
واشحیلغتنامه دهخداواشحی . [ ش ِ حی ی ] (اِخ ) ابوایوب سلیمان بن حرب الواشحی مکنی به ابوایوب که از محدثان بوده است و از شعبةبن حجاج و حمادبن مبارک بن فضاله روایت دارد و بخاری و اب