ابوحمیدلغتنامه دهخداابوحمید. [ اَ ح َ ] (اِخ ) قتادةبن فضیل و احمدبن سلیمان الرهاوی از او روایت کنند.
ابوحمیدلغتنامه دهخداابوحمید. [ اَ ح َ ] (اِخ ) مولی مسافع تابعی است . او از ابوهریره و ابن شهاب از او روایت کند.
ابوحمید رعینیلغتنامه دهخداابوحمید رعینی . [ اَ ح َ دِ رُ ع َ ] (اِخ ) از محدثین شام است . او از یزید و ثوربن یزید از او روایت کند.
ابوحمید ساعدیلغتنامه دهخداابوحمید ساعدی . [ اَ ح َ دِ ع ِ ] (اِخ ) نام او منذر یا عبدالرحمن بن سعدبن منذر انصاری . از صحابه ٔ رسول صلی اﷲعلیه وآله است . او در اواخر خلافت معاویه درگذشت .
ابوحمادلغتنامه دهخداابوحماد. [ اَ ح َم ْ ما ] (اِخ ) سالم . محدث است . عبیداﷲبن موسی از او و او از سدی روایت کند.
ابوحمید رعینیلغتنامه دهخداابوحمید رعینی . [ اَ ح َ دِ رُ ع َ ] (اِخ ) از محدثین شام است . او از یزید و ثوربن یزید از او روایت کند.
ابوحمید ساعدیلغتنامه دهخداابوحمید ساعدی . [ اَ ح َ دِ ع ِ ] (اِخ ) نام او منذر یا عبدالرحمن بن سعدبن منذر انصاری . از صحابه ٔ رسول صلی اﷲعلیه وآله است . او در اواخر خلافت معاویه درگذشت .
خالدلغتنامه دهخداخالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن حمیدالمصری الاسکندرانی مکنی به ابوحمید المهری ، وی از کسانی است که اصحاب کتب ستة حدیث او را تخریج کرده اند. او از بکربن عمرومعافری و اب
ام حمیدلغتنامه دهخداام حمید. [ اُم ْ م ِ ح َ ] (اِخ ) زن ابوحمید ساعدی و از صحابیات بود. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 226 شود.
عصاملغتنامه دهخداعصام . [ ع ِ ] (اِخ ) ابن عمرو بغدادی ، مکنی به ابوحمید. تابعی است . رجوع به ابوحمید شود.