ابوالحسنیلغتنامه دهخداابوالحسنی . [ اَ بُل ْ ح َ س َ] (اِخ ) تیره ای از شعبه ٔ شیبانی ایلات خمسه ٔ فارس .
ابوالحسنلغتنامه دهخداابوالحسن . [ اَ بُل ْ ح َ س َ] (اِخ ) سیبویه . بعضی کنیت او را ابوبشر گفته اند و حاجی خلیفه ابوکثیر آورده است . رجوع به سیبویه شود.
ابوالحسنلغتنامه دهخداابوالحسن . [ اَبُل ْ ح َ س َ ] (اِخ ) کنیت احمدبن جعفربن موسی بن یحیی بن خالدبن برمک . رجوع به جحظه ٔ برمکی احمد... شود.
ابوالحسنلغتنامه دهخداابوالحسن . [ اَبُل ْ ح َ س َ ] (اِخ ) کنیت احمدبن عبداﷲبن الحسین بن سعیدبن مسعود قطربلی . رجوع به ابن سعید قطربلی شود.
شیبانیلغتنامه دهخداشیبانی . [ ش َ ] (اِخ ) شعبه ٔ دوم از ایل عرب (از ایلات خمسه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص 87). این شعبه به تیره های ذیل منقسم میگردد : پاپتی ، ابوالحسنی ،
بولسنیواژهنامه آزادطایفه منجزی دارای 9تیره است یکی از این تیره ها ،بولسنی یا بلسنی است که در زبان فارسی به ابوالحسنی مشهور است
ابوالحسنلغتنامه دهخداابوالحسن . [ اَ بُل ْ ح َ س َ] (اِخ ) سیبویه . بعضی کنیت او را ابوبشر گفته اند و حاجی خلیفه ابوکثیر آورده است . رجوع به سیبویه شود.