ابوابجمعیلغتنامه دهخداابوابجمعی . [ اَب ْ ج َ ] (اِ مرکب ) دخل ها و دریافت های صاحب جمعی . وصولیهای مادرحسابی . مأخوذیهای محصل خراج و مانند آن .
ابواب جمعیفرهنگ انتشارات معین( ~ِ جَ) [ ع . ] (ص نسب .) 1 - منسوب به ابواب جمع ؛ دریافت ها و وصولی - های مادر حساب ، دخل ها و دریافت های صاحب جمع . 2 - گروهی که در یک مجموعه کار م ی کنند
ابواب جمعیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آنچه از درآمد یا اموال که در اختیار کسی است.۲. (اسم، صفت نسبی) مجموعۀ کارکنان زیر فرمان یک نفر یا یک سازمان.
ابوالمعینلغتنامه دهخداابوالمعین . [ اَ بُل ْ م ُ ] (اِخ ) میمون بن محمد نسفی . رجوع به میمون ... شود.
جبادارباشیلغتنامه دهخداجبادارباشی . [ ج َب ْ با ] (اِ مرکب ) صاحب منصب جباخانه ، فرمانده ٔ کارخانه ٔ اسلحه سازی در زمان صفویه . در سازمان اداری حکومت صفوی چنین آمده است : جبادارباشی ن
گروهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم جوخه، فوج، گله، رمه، خیل، تیم، اکیپ، باند، تعداد مشخص کندو واحد، یگان، بریگاد، تیپ، ابوابجمعی، افواج، ارتش صورت فلکی، کهکشان، خوشه مشت، جفت، وجب جین،
تحویلاتلغتنامه دهخداتحویلات . [ ت َح ْ ] (ع اِ) ج ِ تحویل .انقلابات و تغییرات و تبدیلات . (ناظم الاطباء). || اجناسی که در انبار سپرده میشوند : و قیمت را از قرار قیمت نامچه ٔ مذکوره
ابوابلغتنامه دهخداابواب .[ اَب ْ ] (ع اِ) ج ِ باب . درها. مَداخل : بجود و رای بکرده ست خلق را بی غم بعدل و داد گشاده ست بر جهان ابواب . مسعودسعد.بلا گرچه مقدور از ابواب دخول آن ا