ابواءلغتنامه دهخداابواء.[ اَب ْ ] (اِخ ) نام قریه ای نزدیک ودّان از اعمال فرع از مدینه و گور آمنه بنت وهب مادر رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و آله بدانجاست . و مولد امام محمد باقر نیز همان
ابواعلغتنامه دهخداابواع . [ اَب ْ ] (ع اِ) میش . نعجه ، از آنرو که در رفتن گام فراخ نهد. || کلمه ای که بدان میش ماده را برای دوشیدن خوانند. (منتهی الارب ).
غزوه ٔ ابواءلغتنامه دهخداغزوه ٔ ابواء. [ غ َزْ وَ ی ِ اَب ْ ] (اِخ ) یا غزوه ٔ ودّان . ودّان کوهی میان مکه و مدینه است و از ابواء شش میل فاصله دارد. رسول خدا در ماه صفر، 11 ماه پس از هج
ابوابراهیملغتنامه دهخداابوابراهیم . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ناصربن رضابن محمدبن عبداﷲ علوی . محدث و فقیه شیعی . شاگرد شیخ ابوجعفر طوسی . رجوع به ناصربن رضا... شود.
ابوابراهیملغتنامه دهخداابوابراهیم . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت نجیب الدین محمدبن جعفربن محمدبن نما. رجوع به ابن نما نجیب الدین ... شود.
ابراءلغتنامه دهخداابراء. [ اِ ] (ع مص ) اِبرا. بیزار کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || به کردن از بیماری . (تاج المصادر بیهقی ). از بیماری رهانیدن . بیمار را به کردن . درس
غزوه ٔ ابواءلغتنامه دهخداغزوه ٔ ابواء. [ غ َزْ وَ ی ِ اَب ْ ] (اِخ ) یا غزوه ٔ ودّان . ودّان کوهی میان مکه و مدینه است و از ابواء شش میل فاصله دارد. رسول خدا در ماه صفر، 11 ماه پس از هج
غزوه ٔ ودانلغتنامه دهخداغزوه ٔودان . [ غ َزْ وَ ی ِ وَدْ دا ] (اِخ ) یا غزوه ٔابواء. رجوع به ابواء و غزوه ٔ ابواء و ودّان شود.
ارثدلغتنامه دهخداارثد. [اَ ث َ ] (اِخ ) نام وادییست بین مکه و مدینه در وادی الابواء: و فی قصة لمعاویة رواها جابر فی یوم بدر: قال فاین مقیلک قال بالهضبات من ارثد. و قال الشاعر:مح
ارجثدلغتنامه دهخداارجثد. [ ] (اِخ ) نام وادیی است بین مکه و مدینه و آن وادی الابواء باشد. (مراصد الاطلاع ).
حریرةلغتنامه دهخداحریرة. [ ح ُ رَ رَ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک نخله ، میان ابواء و مکه که چهارمین جنگ از حرب الفجار آنجا رخ داد و نام آن واقعه یوم الحریرة است . (معجم البلدان ).