ابجللغتنامه دهخداابجل . [ اَ ج َ ] (ع اِ) رگ ساق . نام عِرقی در باطن ذراع . || در اسب و اشتر رگی که بمنزله ٔ اکحل است در آدمی .
غریانلغتنامه دهخداغریان . [ غ َ ری یا ] (اِخ ) دو بنا در کوفه یا دو صخره یا دو خرپشته . و گفته اند آنها قبر مالک و عقیل است که ندیمان جذیمة الابرش بودند، و وجه تسمیه ٔ آن این است