ارتیاعلغتنامه دهخداارتیاع . [ اِ ] (ع مص ) ترسیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). بترسیدن . (زوزنی ). خوف . هراس . ترس : و استکان و استرجع بعد ان ارتاع و تفجع. (تاریخ بیهقی
معاملهفرهنگ مترادف و متضاد۱. ابتیاع، تجارت، خریدوفروش، دادوستد، سودا، سوداگری ۲. سروکار، رفتار ۳. مبادله ۴. بدهوبستان ۵. خریدوفروش کردن، دادوستد کردن ۶. آلتتناسلی (مرد)
خریدگیلغتنامه دهخداخریدگی . [ خ َ دَ / دِ ] (حامص ) بیع.ابتیاع . خرید. (ناظم الاطباء). صفق . (منتهی الارب ).