ابتکاردیکشنری فارسی به انگلیسیcreativeness, creativity, gumption, imagination, ingenuity, initiative, innovation, inventiveness, originality
ابتکارلغتنامه دهخداابتکار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بامداد کردن . (زوزنی ). بامداد از جای شدن . (تاج المصادر بیهقی ). پگاه برخاستن . بامداد از جای رفتن . || اول چیزی دریافتن . بنوبر و ا