ابتزاللغتنامه دهخداابتزال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شکافتن . شق شدن . شکافته شدن . || شکفتن (در غنچه ). || سوراخ شدن .
اعتذاللغتنامه دهخدااعتذال .[ اِ ت ِ ] (ع مص ) بر جاده راه رفتن . (منتهی الارب ). بر جاده رفتن . (ناظم الاطباء). || میانه روی کردن . || دیگر باره تیر انداختن . || نکوهش پذیرفتن . (
اجتذاللغتنامه دهخدااجتذال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شاد شدن . (تاج المصادر) (زوزنی ). شادمان گردیدن . (منتهی الارب ). ابتهاج .