ابتداییدیکشنری فارسی به انگلیسیcommon, crude, elementary, embryonic, inaugural, inchoate, Neanderthal, pirmary, preliminary, primitive, rude, rudely, rudimentary, skeleton, unsophisticated
ابتداییفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ابتدائی ] (ص نسب .) مقدماتی ، اولی ، آغاز. ؛مدرسة ~مدرسه ای که در آن نخستین دورة تحصیل را فراگیرد.
فرهنگ ابتداییprimitive cultureواژههای مصوب فرهنگستانفرهنگ جوامعی که دارای ویژگیهایی ازقبیل زبان مکتوب نارسا، انزوای نسبی، جمعیت اندک، نهادهای اجتماعی و فنّاوریهای نسبتاً ساده و تحولات فـرهنگی ـ اجتماعی بسیـار