ماشااﷲآبادلغتنامه دهخداماشااﷲآباد. [ اَل ْ لاه ] (اِخ ) دهی از دهستان لنگا است که در شهرستان شهسوار واقع است و 145 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
عبداﷲآباد اجاقلغتنامه دهخداعبداﷲآباد اجاق . [ ع َ دُل ْ لا دِ اُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . واقع در 18هزارگزی جنوب ری و 5هزارگزی خاور راه قم به تهران . ناحیه ای
عبداﷲآباد خانملغتنامه دهخداعبداﷲآباد خانم . [ ع َ دُل ْ لا ن ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان عزیزآباد بخش فهرج شهرستان بم . واقع در20هزارگزی باختر فهرج و 2هزارگزی شوسه ٔ زاهدان بم . 25
عبداﷲآباد فرمانفرمالغتنامه دهخداعبداﷲآباد فرمانفرما. [ ع َ دُل ْ لا دِ ف َ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . واقعدر 8هزارگزی شمال باختر ری و 2هزارگزی راه شوسه ٔ رباط کر
عبداﷲآباد گردنهلغتنامه دهخداعبداﷲآباد گردنه . [ ع َ دُل ْ لا گ َ دَ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . واقع در 20هزارگزی جنوب باختر ری و 2هزارگزی باختر راه قم . ناحی
يُلْحِدُونَ إِلَيْهِفرهنگ واژگان قرآنبه او اشاره اي نادرست مي کنند - به او نسبتي نادرست مي دهند (الحاد به معناي انحراف است .عبارت "ﭐلَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي ءَايَاتِنَا "يعني : کسانيکه آيات ما را ا
شکاکیت پیرونیPyrrhonian skepticism, Pyrrhonismواژههای مصوب فرهنگستانشکی منسوب به پیرون اِلِئایی، فیلسوف یونانی، که در مواجهه با هر مسئلهای که درمورد آن ادلة متعارض وجود داشت تعلیقِ حکم میکرد؛ ازجمله مسئلة امکان یا عدم امکان شن
دَفَعْتُمْفرهنگ واژگان قرآنرد کرديد - دفع کرديد(در جمله"دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ "يعني اموالشان را به آنها برگردانديد)