أُدْخِلُواْفرهنگ واژگان قرآنداخل شدند(در جمله "مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُواْ فَأُدْخِلُواْ "جزمش به دليل جواب شرط بودنش مي باشد)
عَلَيْکُمُفرهنگ واژگان قرآنبرشما (در اصل "عَلَيْکُمْ "بوده که در عباراتي نظير"عَلَيْکُمُ ﭐدْخُلُواْ "چون به ساکن يا تشديد رسيده حرکت گرفته است)
متفرقةلغتنامه دهخدامتفرقة. [ م ُ ت َ ف َرْ رِق َ ] (ع ص ) تأنیث متفرق . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جداگانه . پراکنده : و قال یا بنی لاتدخلوا من باب واحد و ادخلوا من ابواب متفرق
سجدلغتنامه دهخداسجد. [ س ُج ْ ج َ ] (ع ص ) ج ِ ساجد. و منه قوله تعالی : و ادخلوا الباب سُجَّداً؛ ای رکعاً. (قرآن 58/2). (منتهی الارب ). رجوع به ساجد شود.
حطةلغتنامه دهخداحطة. [ ح ِطْ طَ ] (ع اِ) درخواست کمی چیزی . (منتهی الارب ). کلمه ای که بگفتن آن گناه از گوینده بردارند. کلمه ای که بگفتن آن گناه از بنده فرونهند. (مهذب الاسماء)
کافةلغتنامه دهخداکافة. [ کاف ْ ف َ ] (ع ق ) بمعنی همه ، صاحب «مزیل الاغلاط» نوشته است که این لفظ در عربی منون استعمال شود، لیکن در فارسی بی تنوین (و با کسره ٔ اضافه ) آید. (آنند