582 مدخل
حرف ندا(مؤنث)
مشابهش
تلاش کردن , کوشيدن , قضاوت کردن , رأي دادگاه , سعي کردن
jubilation
accusation, allegation, charge, implication
count
اتهامات، ادعا، اظهار، بهانه، تایید، مدعی
اتهام
اتهام، مدرسهء هنری، انجمن ادبی، انجمن دانش
اتهام زدن
اتهام حجاب