انکماءلغتنامه دهخداانکماء. [ اِ ک ِ ] (ع مص ) نهان شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پنهان شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد).
انکماشلغتنامه دهخداانکماش . [ اِ ک ِ ] (ع مص ) شتافتن و شتابی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). شتافتن و بوشکردن . (تاج المصادر بیهقی ). شتابی شدن . (یادداشت مؤلف
انکمشدیکشنری عربی به فارسیچروک شدن , جمع شدن , کوچک شدن , عقب کشيدن , اب رفتن (پارچه) , شانه خالي کردن از
انکماءلغتنامه دهخداانکماء. [ اِ ک ِ ] (ع مص ) نهان شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پنهان شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (از اقرب الموارد).
انکماشلغتنامه دهخداانکماش . [ اِ ک ِ ] (ع مص ) شتافتن و شتابی کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). شتافتن و بوشکردن . (تاج المصادر بیهقی ). شتابی شدن . (یادداشت مؤلف