انهماءلغتنامه دهخداانهماء. [ اِ هَِ ] (ع مص ) کهنه و دریده گردیدن جامه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
انهماءلغتنامه دهخداانهماء. [ اِ هَِ ] (ع مص ) کهنه و دریده گردیدن جامه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
انهمارلغتنامه دهخداانهمار. [ اِ هَِ ] (ع مص ) ریزان شدن آب . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). || ریخته شدن آب و اشک و روان گردیدن
انهماغلغتنامه دهخداانهماغ . [ اِ هَِ ] (ع مص ) شکسته شدن رطبة و جز آن را. (منتهی الارب ). شکافته شدن و ترکیدن رطب . (ناظم الاطباء). || ترگردیدن زخم و جراحت . (منتهی الارب ) (ناظم
انهماکلغتنامه دهخداانهماک . [ اِ هَِ ] (ع مص ) ستیهیدن و جد و کوشش کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جد و کوشش کردن در کاری و مبالغه کردن در آن و ستیهیدن . کوشیدن در کاری و مب