مَا أُنزِلَتِفرهنگ واژگان قرآننازل نشد -فرو فرستاده نشد (در اصل "مَا أُنزِلَتْ"بوده كه حرف تاء آن به دليل تقارن با حرف ساكن وتشديد دار كلمه بعد حركت گرفته است)
مَا أُنزِلَتِفرهنگ واژگان قرآننازل نشد -فرو فرستاده نشد (در اصل "مَا أُنزِلَتْ"بوده كه حرف تاء آن به دليل تقارن با حرف ساكن وتشديد دار كلمه بعد حركت گرفته است)
مذریلغتنامه دهخدامذری ٔ. [ م ُ رِءْ ] (ع ص ) ناقه ٔ شیر در پستان فرودآورده . (منتهی الارب ): اذرأت الناقة؛ انزلت اللبن من الضرع ، فهی مذری ٔ. (متن اللغة).
هاشملغتنامه دهخداهاشم . [ ش ِ ] (اِخ ) ابن حسن بن محمد الرستمی ، مکنی به ابوغالب . صاحب ترجمه ٔ محاسن اصفهان ابیات زیر را که در وصف اصفهان است به وی نسبت داده :اذا احیاءالبلاد ل
اغباءلغتنامه دهخدااغباء. [ اِ ] (ع مص ) اندک باریک شدن . (ناظم الاطباء). اندک باریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). باران اندک شدن آسمان . (تاج المصادر بیهقی ). غبیة. باران اندک یا
محکمةلغتنامه دهخدامحکمة. [ م ُ ک َ م َ ] (ع ص ) تأنیث محکم . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به محکم شود.- آیات محکمه ؛ آیات محکمات . آیاتی که یک معنی را محتمل بود و بس . رجوع به م