اروانهلغتنامه دهخدااروانه . [ اَرْ ن َ / ن ِ ] (اِ) گلی است که آنرا خیری صحرائی گویند، چون قدری از آن بخور کنند هر بوی بد و گنده ای که در جائی باشد برطرف گردد و زایل شود. (برهان )
حجرالرخاملغتنامه دهخداحجرالرخام . [ ح َج َ رُرْ رُ ] (ع اِ مرکب ) سنگی سست است که بر قبرهانصب کنند و اقسام می باشد و مراد از او قسم سپید است . در آخر دوم سرد و خشک و رادع و قاطع نزف
اروانهلغتنامه دهخدااروانه . [ اَرْ ن َ / ن ِ ] (اِ) گلی است که آنرا خیری صحرائی گویند، چون قدری از آن بخور کنند هر بوی بد و گنده ای که در جائی باشد برطرف گردد و زایل شود. (برهان )
الوانهلغتنامه دهخداالوانه . [ اَل ْ ن َ / ن ِ ] (اِ) قسمی شتر، و امروز شاهسونان «اروانه » گویند. (یادداشت مؤلف ) : آن تجمل ز وی جمل نکشدخنگل و بیسراک و الوانه .سوزنی .
آهوانهلغتنامه دهخداآهوانه . [ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) چون آهو. درخور آهو : آن چشم آهوانه ٔ عابدفریب بین کش کاروان حسن بدنباله میرود.حافظ.