افلحلغتنامه دهخداافلح . [ اَ ل َ ] (اِخ ) آزادکرده ٔ فخر کائنات (پیمبر ص ) و یکی از صحابه ٔ او است . برخی گویند آزادکرده ٔ ام سلمه است . وی از روات است که روایاتی از او نقل شده
افلحلغتنامه دهخداافلح . [ اَ ل َ ] (ع ص ) کفته لب زیرین . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). شکافته لب زیرین . (تاج المصادر بیهقی ). لب زیر شکافته . (دستوراللغه ). گشاده
افلح اباضیلغتنامه دهخداافلح اباضی . [ اَ ل َ ح ِ اِ ] (اِخ ) ابن عبدالوهاب بن رستم . یکی از سرکردگان خوارج اباضی . وی در افریقیه خروج کرد و شهر عباسیه را که ازبناهای ابوالعباس محمدبن
افلح اباضیلغتنامه دهخداافلح اباضی . [ اَ ل َ ح ِ اِ ] (اِخ ) ابن عبدالوهاب بن رستم . یکی از سرکردگان خوارج اباضی . وی در افریقیه خروج کرد و شهر عباسیه را که ازبناهای ابوالعباس محمدبن
افلحلغتنامه دهخداافلح . [ اَ ل َ ] (اِخ ) آزادکرده ٔ فخر کائنات (پیمبر ص ) و یکی از صحابه ٔ او است . برخی گویند آزادکرده ٔ ام سلمه است . وی از روات است که روایاتی از او نقل شده
افلحلغتنامه دهخداافلح . [ اَ ل َ ] (ع ص ) کفته لب زیرین . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). شکافته لب زیرین . (تاج المصادر بیهقی ). لب زیر شکافته . (دستوراللغه ). گشاده