اسمعدیکشنری عربی به فارسیشنيدن , گوش کردن , گوش دادن به , پذيرفتن , استماع کردن , خبر داشتن , درک کردن , سعي کردن , اطاعت کردن
أَسْمِعْ بِـفرهنگ واژگان قرآنچه شنوا (در جمله "أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ " کلمه "بِهِ " بعد از "أَسْمِعْ" به قرينه لفظي حذف شده است)
أَسْمِعْ بِـفرهنگ واژگان قرآنچه شنوا (در جمله "أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ " کلمه "بِهِ " بعد از "أَسْمِعْ" به قرينه لفظي حذف شده است)