استجبارلغتنامه دهخدااستجبار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) درست و نیکوحال گردیدن . (منتهی الارب ). || توانگر شدن . || تکبر و گردن کشی کردن . (غیاث ).
استجباللغتنامه دهخدااستجبال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تمام گرفتن : یقال استجبل ما عنده ؛ تمام گرفت آنچه نزد او بود. (منتهی الارب ).
استجبارلغتنامه دهخدااستجبار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) درست و نیکوحال گردیدن . (منتهی الارب ). || توانگر شدن . || تکبر و گردن کشی کردن . (غیاث ).
استجباللغتنامه دهخدااستجبال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تمام گرفتن : یقال استجبل ما عنده ؛ تمام گرفت آنچه نزد او بود. (منتهی الارب ).