لَا تَعْبُدُونَفرهنگ واژگان قرآننمي پرستيد (در عبارت "وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا ﭐللَّهَ " با اينكه"لَا تَعْبُدُونَ" خبري است مراد از آن نهي مؤكد است
نامأخوذلغتنامه دهخدانامأخوذ. [ م َءْ ] (ص مرکب ) گرفته ناشده . ناگرفته . اخذناشده . || گرفتارناشده . آزاد. || غیرمأخوذ. که مورد بازخواست واقع نشده است . که از او مؤاخذه و بازخوا
عَزْمِفرهنگ واژگان قرآنتصميم جدي و عقد قلب است بر اينکه فعلي را انجام دهي ، و يا حکمي را تثبيت کني ، بطوري که ديگر در اعمال آن تصميم و تاثيرش هيچ سستي و وهن باقي نماند ، مگر آنکه به ک
حاصبلغتنامه دهخداحاصب . [ ص ِ ] (ع ص ، اِ) نعت فاعلی از حصب . || باد سخت که سنگ ریزه و خاک بردارد. باد سنگ باران . باد که سنگ آرد. بادی که سنگ ریزه پاشد : ا فأمنتم ان یخسف بکم
لزوجتلغتنامه دهخدالزوجت . [ ل ُ ج َ ] (ع اِمص ) لزوجة. دوسگنی . چسبناکی . چسبندگی . لیزی . کش داری . نوچی . لزجی . چسبانی . (منتهی الارب ). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: لزوجة ب