فَرْجَهَافرهنگ واژگان قرآنعورتش - شرمگاهش (کلمه فرجه و فرج به معناي شکاف در ميان دو چيز است که با آن از عورت کنايه آوردهاند ، و در قرآن کريم هم که سرشار از اخلاق و ادب است هميشه اين کناي
فرجلغتنامه دهخدافرج . [ ف َ ] (ع اِ) در لغت پیش آدمی را نامند و نزد فقهاء اعم از پیش و پس آدمی باشد و بیرجندی گفته که مراد به فرج در آداب غسل ، پیش و پس زن و مرد است هرچند در ل
احسنتلغتنامه دهخدااحسنت . [ اَ س َ ] (ع صوت ، اِ) کلمه ٔ مدح ، بمعنی نیکو کردی . مرحبا! آفرین ! زه ! خَه ! شاباش ! بنام ایزد! شاد باش . علیک عین اﷲ. (شعوری ) : شاعران را خه و احس