آیین تدفینmortuary ritual, mortuary riteواژههای مصوب فرهنگستانمراسمی آیینی و نمادین که شرکتکنندگان در حین تدفین درگذشتگان و پس از آن به جا میآوردند
آیینفرهنگ مترادف و متضاد۱. رسم، روال، روش، شیوه، عادت، منوال ۲. دین، شرع، شریعت، طریقت، کیش، مذهب ۳. طریقه، مسلک، مشرب، نحله ۴. سنت، قاعده، قانون، مراسم، مقررات، نظم، هنجار ۵. آذینبندی
آیینلغتنامه دهخداآیین . (اِ) سیرت . رسم .(صراح ). عرف . طبع. عادت . داب . (دهار). آئین . شیمه . روش . دَیْدَن . خلق . خصلت . خو. خوی . منش : سیرت اوبود وحی نامه بکسری چونکه به آ
آیینلغتنامه دهخداآیین . (اِخ ) نام دهی به نزدیک غار مومیائی . (برهان ). صحیح آبین است : و بقربه قریة تسمی آبین ... فینسب الیها و یقال موم آبین ... معنی اسمه شمعالماء. (الجماهر ب
آیینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب شعائر، مناسک، اعمال، احکام، مراسم عبادی، مراسم مذهبی، مجلس ترحیم، اربعین احیا، سینهزنی، زنجیرزنی، نخل، پرچم، آبتربت زیارت، طواف، حج، حج تمتع، حجعمر
جبلةلغتنامه دهخداجبلة. [ ج َ ب َ ل َ ] (اِخ ) ابن الایهم . جبلة الغسانی آخرین تن از پادشاهان غسانی است . وی قسمتی از عمر خود را در جاهلیت گذراند و پس از ظهور اسلام در زمان خلیفه
فردوسیلغتنامه دهخدافردوسی . [ ف ِ دَ / دُو ] (اِخ ) حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی ، بزرگترین حماسه سرای تاریخ ایران و یکی از برجسته ترین شاعران جهان شمرده میشود. در تذکره ها و تواریخ
دینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ذهب▼، آیین، کیش، مسلک، شریعت، شرع، ایمان، باور، دیانت، تقوا آیین باستانی، بتپرستی دین اهل کتاب، توحید تصوف، صوفیگری، عرفان تدیّن، دینداری، پرستش نظ