ایهلغتنامه دهخداایه . [ هََ / هَِ ] (ع اِ فعل ) کلمه ایست که در وقت بازداشتن از چیزی گویند یعنی بس کن . (آنندراج ). کلمه ٔ زجر است یعنی بس است . کلمه ایست که در بیزاری از چیزی
آیهلغتنامه دهخداآیه . [ ی َ ] (ع اِ) آیت . ج ، آیات ، آی .- آیه ٔ حجاب ؛ آیه ٔ سی و یکم سوره ٔ نور 24.- آیه ٔ سجده ؛ هر یک از چهار آیت ذیل : آیه ٔ 15 از سوره ٔ 32. آیه ٔ 37 ا
یأسلغتنامه دهخدایأس . [ ی َءْس ْ ] (ع اِمص ) نومیدی . خلاف رجا. (منتهی الارب ) (دهار) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).ناامیدی . بی امیدی . نمیدی . قنوط. حرمان : یاسمین خندان و خوش ز
منفی بافلغتنامه دهخدامنفی باف . [ م َ ] (نف مرکب ) آدمی که همیشه آیه ٔ یأس می خواند و جنبه ٔ منفی کار را می بیند و می گیرد و حتی المقدور از انجام دادن کار یا اظهار امیدواری درباره
الیاسینلغتنامه دهخداالیاسین . [ اِل ْ] (اِخ ) الیاس پیغامبر و اتباع او. (مهذب الاسماء). یعنی الیاس پیغمبر و پیروان او. بعضی گفته اند که الیاسین لغتی است در الیاس چون میکائیل در میک
یاسینلغتنامه دهخدایاسین . (اِخ ) نام سوره ٔ سی و ششم از قرآن مجید، پس از «الفاطر» و پیش از «الصافات »، آن را 83 آیه است . در ابتدای آن ثنای رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و سلم مذکور است و