آیدینلغتنامه دهخداآیدین . (اِخ ) نام سلسله ای از امرای ولایت لیدیا. این سلسله را بایزید اول در 792 هَ .ق . برانداخت و مملکت آنان را ضمیمه ٔ ممالک عثمانی کرد.
آیدینلغتنامه دهخداآیدین . (اِخ ) نام شهری از ترکیه (لیدی ) بجنوب شرقی ازمیر، دارای 12 هزار تن سکنه و آب معدنی . محصول آن پنبه است .
آیدینفرهنگ نامها(تلفظ: āydin) (ترکی) به معنی روشنایی ، روشن ، آشکار ، روشنفکر ، شفاف ، نورانی ، صاف ، معلوم ، واضح ؛ نام شهری در جنوب شرقی ازمیرِ ترکیه و نام سلسلهای از امرای
عیدینلغتنامه دهخداعیدین .[ دَ ] (ع اِ) تثنیه ٔ عید در حال نصب و جر. || عید اضحی و عید فطر. (یادداشت مرحوم دهخدا).
عیدینلغتنامه دهخداعیدین . (اِخ ) دهی از دهستان هزارجریب بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری با 235 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آن ارزن و غلات و عسل است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
حسین آیدینیلغتنامه دهخداحسین آیدینی . [ ح ُ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن علی رومی متکلم حنفی . در مغنیسا در 1313 هَ . ق . 1798/ م . درگذشت . حاشیه بر حاشیه ٔ شریفی بر شرح عضدی دارد. (معجم المو
علی آیدینیلغتنامه دهخداعلی آیدینی . [ع َ ی ِ دی ] (اِخ ) ابن یحیی آیدینی رومی حنفی . واعظ بود و در جامع محمدآغا وعظ میگفت . او راست : مسلک السلاطین که آن را در سال 1042 هَ . ق . برای
حاجی پاشا آیدینیلغتنامه دهخداحاجی پاشا آیدینی . (اِخ ) طبیبی بوده است به دربار سلطان بایزیدخان عثمانی و پس از مرگ وی بخدمت شاهزاده سلیمان پیوست . مولد وی شهر آیدین و سپس به مصر شد و در حلقه