آکوواژهنامه آزادآکو:قله کوه،مکان بلند،انسان با عظمت و مقتدر نام قله ی کوهی در کردستان ایران و منطقه ای کوهستانی در کشور ژاپن است. قله کوه
عکولغتنامه دهخداعکو. [ ] (اِخ ) (به معنی ریگ داغ ). اسکله ای است منسوب به فنیقیان که به مسافت هشت میل به شمال غربی کوه کرمل واقع است . (از قاموس کتاب مقدس ).
عکولغتنامه دهخداعکو. [ ع َک ْوْ ] (ع مص ) بزرگ ساختن نیفه ٔ ازار را و درشت نمودن . || بیرون آمدن بعض پلیدی و باقی ماندن بعض آن . (از منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). || میل کردن
اکوفرهنگ انتشارات معین(اِ کُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - بازگشت صوت پس از برخورد با مانع به طوری که با صوت ارسالی مخلوط نشود و صدای آن از صدای اول جدا شنیده شود، پژواک (فره ). 2 - دستگاهی برا
اکؤسلغتنامه دهخدااکؤس . [ اَ ءُ ] (ع اِ) ج ِ کَاءْس . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به کأس شود.
أَکْوَابٍفرهنگ واژگان قرآنکوزه هاي بدون دسته - ظروف آب (اکواب جمع کوب ، به معناي ظرف آب است ، البته ظرفي که مانند ليوان نه دسته داشته باشد و نه لوله )