آکبندفرهنگ انتشارات معین(بَ) (ص .) کالای صنعتی کار نکرده به صورتی که هنوز در بسته بندی کارخانه باشد، دست نخورده ، کار نکرده .
استفادهنشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی دهنشده، نو، آکبند، دست اول، پستایی، اضافی، یدکی، خالی، بکر، تازه
دستنخوردهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت سالم، بکر، نو، باکره، بیعیب، درست، آکبند، دستاول، تکمیل، کامل (پُر)
[صفت] نوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ازه، تَر، تروتازه، جدید، نوین، بکر، کارنکرده، آکبند، صفر، دست اول نوبر، آبدار، سرحال، شاداب، باطراوت، سرسبز بدیع، مدرن▼ متأخر جدیدالتأسیس، نوپا، نوظ
لِشْوَرَگویش گنابادی در گویش گنابادی به معنای جنده ، فاحشه ، زنی که زیاد آلت درونش شده ، و در عین حال کنایه از ، از کار افتادگی و کهنه شدن ، خارج شدن از آکبندی و داخل شدن در کهنگی ب