آژندفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگلی که در ساختمان روی سنگ یا آجر میکشند و بعد سنگ یا آجر دیگر را روی آن میگذارند؛ ملاط.
آژندلغتنامه دهخداآژند. [ ژَ ] (اِ) گل یا شفته ٔ دیگر که میان دو خشت گسترند پیوستن بیکدیگر را. ملاط. اَژند. || گل و لای که در ته آبی نشیند. || گِلابه .
اژندلغتنامه دهخدااژند. [ اَ ژَ ] (اِ) گلی باشد که بر روی خشت پهن کنند و خشتی دیگر بر بالای آن نهند. و گل و لای ته حوض را نیز گفته اند. (برهان قاطع). سنگهای خرده ای را که بجهت اس
اژندیدنلغتنامه دهخدااژندیدن . [ اَ ژَ دی دَ ] (مص ) گل و ملاط میان دو خشت و جز آن گستردن ، پیوستن آن دو را. آژندیدن .
آژندیدنلغتنامه دهخداآژندیدن . [ ژَ دی دَ ] (مص ) آژندن . ملات و گل میان دو خشت یا آجر و سنگ گستردن دوسانیدن آن دو را.
آژندنلغتنامه دهخداآژندن . [ ژَ دَ ] (مص ) ملاط یعنی آژند میان دو خشت و مانند آن گستردن ، پیوستن آن دو را. || آجیدن . و رجوع به آزندن شود.