آپلودواژهنامه آزادمعادل فارسی آپلود (Upload) به معنای انتقال اطلاعات از کامپیوتر مشتری (Client) به کامپیوتر مبزبان (Server) بارگذاری بارگذاری داده و اطلاعات واگزاری آپلود فایل :و
افلودلغتنامه دهخداافلود. [ اُ ] (ع ص ) کودک به رسیدگی رسیده ٔ تمام اندام نیکوقامت خوش تن فربه . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
املودلغتنامه دهخدااملود. [اُ ] (ع ص ) املد. (منتهی الارب ). مذکر و مؤنث در آن یکسان است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گویند رجل املود و امراءة املود. (از ناظم الاطباء). نیز د
اپرودلغتنامه دهخدااپرود. [ ] (اِخ ) از بزرگانی که به امر شیرویه بن خسرو پرویز کشته شد. (مجمل التواریخ ص 37).
ایلودواژهنامه آزادایلود .[ائ] .یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شده است. ایلود در ۹ کیلومتری شرق روستای چاه بنارد واقع است.در ارت
آپلودواژهنامه آزادمعادل فارسی آپلود (Upload) به معنای انتقال اطلاعات از کامپیوتر مشتری (Client) به کامپیوتر مبزبان (Server) بارگذاری بارگذاری داده و اطلاعات واگزاری آپلود فایل :و
دانلودواژهنامه آزاداز اینترنت گرفتن، بارگیری کردن ، فایلی را از اینترنت کسب کردن. دریافت فایلی (متن و فیلم و...) (پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) فروباریدن، فروبار کردن، گرفتن،
downloadواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) فروباریدن، فروبار کردن، گرفتن، دریافت کردن. "بار کردن" واژۀ فرهنگستان است برای load داده در رایانه ها. down را در پارسی با پی