آویشن شیرازیZatariaواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از نعنائیان شامل گیاهانی بوتهای با ساقههای منشعب و شاخههای متعدد نازک و برگهای کوچک تقریباً دایرهای و با حاشیۀ صاف و بیدُمبرگ و پوشیده از شمار ف
آویشن شیرازی پُرگلZataria multiflora, Zataria bracteata,Zataria multiflora var. elatiorواژههای مصوب فرهنگستانگونهای آویشن شیرازی به شکل بوتهای به ارتفاع 30 تا 80 سانتیمتر و با شاخههای زیرین چوبی و بسیار منشعب و بیبرگ و سفید و با کرکهای ساده و متراکم و برگهای تخم
اویشنلغتنامه دهخدااویشن . [ اَ ش َ ] (اِ) بر وزن کشیدن سعتر را گویند و بعضی گویند نوعی از سبزی خوردنی است که در میان پیاز و ترب کارندش . (مؤید الفضلاء).
اویشنلغتنامه دهخدااویشن . [ اَ ش ِ ] (اِ) نگاه و نظر و دیدار. (ناظم الاطباء). بصارت و بینایی . (آنندراج ).
آویشنلغتنامه دهخداآویشن . [ ش َ ] (اِ) صعتر. سعتر. آویشه . آویش . اوشه . اوشن . یوشن . پودنه ٔ برّی . پودینه ٔ صحرائی . پودنه ٔ کوهی . زلف شاهدان : چه کنی دنیا بی دین و خرد زیراک
آویشنگویش خلخالاَسکِستانی: kakulgâti دِروی: kakulugâti کَجَلی: tüklega کَرنَقی: ka:ligâti کَرینی: kahlikuti کُلوری: ku bəlbu گیلَوانی: kugulugâti/ kua bəlbu لِردی: kalgâti
آویشن شیرازی پُرگلZataria multiflora, Zataria bracteata,Zataria multiflora var. elatiorواژههای مصوب فرهنگستانگونهای آویشن شیرازی به شکل بوتهای به ارتفاع 30 تا 80 سانتیمتر و با شاخههای زیرین چوبی و بسیار منشعب و بیبرگ و سفید و با کرکهای ساده و متراکم و برگهای تخم
آویشنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی علفی، خودرو، معطر با برگهای کوچک و ساقۀ کوتاه که مصرف خوراکی دارد: آویشن کوهی، آویشن شیرازی.
صعتر فارسیلغتنامه دهخداصعتر فارسی . [ ص َ ت َ رِ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آویشن شیرازی . آویشن است که رنگ آن بسیاهی گراید.
تیمللغتنامه دهخداتیمل . [ م ُ ] (فرانسوی ، اِ) اسانسی است که از (تیموس دولگاریس )، آویشن شیرازی گیرند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
لبدیسانلغتنامه دهخدالبدیسان . [ ل َ ] (اِ مرکب ) یا تیره ٔ نعناعیان . گیاهان این تیره همه علفی و بحالت خودرو در مزارع و کوه ها و صحاری میرویند. یکی از علائم شناسائی آنها کرکهای مخص