25 فرهنگ

1355 مدخل


آویزان

'āvizān

۱. آویخته؛ معلق.
۲. (قید) در حال آویختگی.
۳. طفیلی؛ مزاحم.
۴. [عامیانه] غمگین.
۵. در حال دعوا؛ گلاویز.

آویخته، آویز، معلق

dangler, dependent, floppy, hanging, pendulous, swinger