آمخته آویدَهگویش بختیاریآموخته شده (به کودک یا جانورى اطلاق مىشود که عادت کرده است کارى راخود انجام دهد).
آجیده،آج، آژده (سوزن زده) ،آج(زبری سوهان)، عاج (لاستیک)،آجیه(بخیه)گویش تهرانیپنبهدوزی، بخیه درشت،تخت کفش و گیوه دارای گلچه سوزن دوزی شده با نخ تابیده ،برجستگی،گُل،دندانه
assiduitiesدیکشنری انگلیسی به فارسیاسیدها، پشت کار، توجه و دقت مداوم، مواظبت، ممارست، توجه، استقامت، مداومت