آویدواژهنامه آزادتلفظ:آوید /āvid/ دانش، خرد، عقل. [در زبان اوستایی کلمه های «آوید، وید، ویدا» هر سه به یک معنی به کار رفته است].
آویدفرهنگ نامها(تلفظ: āvid) دانش ، خرد ، عقل . (در زبان اوستایی کلمههای ' آوید ، وید ، ویدا ' هر سه به یک معنی به کار رفته است).
اویدلغتنامه دهخدااوید. [ اَ ] (ع اِ) ازدحام مردم . (منتهی الارب ).آواز ازدحام مردم . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). انبوهی کردن مردم .
عویدلغتنامه دهخداعوید. [ ع ُ وَ ] (ع اِ مصغر) مصغر عود. چوب خرد و عصای خرد. (ناظم الاطباء). و رجوع به عود شود.
اویدیوسلغتنامه دهخدااویدیوس . [اُ ] (اِخ ) از شاعران بزرگ روم است که در سال 43 ق . م . در شهر سولمن تولد یافت و در سال 18 م . درگذشت . وی در آغاز جوانی بتحصیل حقوق پرداخت لکن پس از
اویدیوسلغتنامه دهخدااویدیوس . [اُ ] (اِخ ) از شاعران بزرگ روم است که در سال 43 ق . م . در شهر سولمن تولد یافت و در سال 18 م . درگذشت . وی در آغاز جوانی بتحصیل حقوق پرداخت لکن پس از