عویجلغتنامه دهخداعویج . [ ع َ ] (اِخ ) ابن عدی بن کعب بن لؤی ، از قریش . جدی جاهلی بود، و برخی از صحابه از نسل وی بوده اند. (از الاعلام زرکلی از جمهرةالانساب ).
عویجلغتنامه دهخداعویج . [ ع ُ وَ ] (اِخ ) (دارة...) یکی از دارات است . رجوع به دارةعویج ، و معجم البلدان شود.
اویجهلغتنامه دهخدااویجه . [ اُ وَ ج ِه ْ ] (ع اِ مصغر) مصغر اَوجُه . گویند: نظروا الی باویجه سوء؛ ای بکراهة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
اویجهلغتنامه دهخدااویجه . [ اُ وَ ج ِه ْ ] (ع اِ مصغر) مصغر اَوجُه . گویند: نظروا الی باویجه سوء؛ ای بکراهة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
باولغتنامه دهخداباو. (اِخ ) نام سرداری بوده است از سرداران فرخان بزرگ که در ده اویجان به دار زده شد. (از ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 78).
ایتالیالغتنامه دهخداایتالیا. (اِخ ) جمهوری ایتالیا در حدود 47021000 تن جمعیت دارد. پایتختش شهر رم است . و قسمت شمالی آن بوسیله ٔ کوههای آلپ از فرانسه ، سویس ، اتریش ، و یوگسلاوی مج