آوانویسیفرهنگ انتشارات معین(نِ) (حامص .) نوشتن آواهای زبان که در آن تمام آواهای زبان که تلفظ و به وسیلة گوش دریافت می شوند با استفاده از نشانه های قراردادی بر کاغذ نوشته می شود، آوانگاری
آوانویسیphonetic transcription 2, narrow transcription, transcription 1واژههای مصوب فرهنگستانفرایند ثبت آواهای زبان با استفاده از نظامی از نشانهها
نُتنویسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی یسی، آوانویسی، پنج خطحامل، کلید سل، کلید فا میزان، سکوت، ارزش، پنجه برگشت، کودا مکث
transcribesدیکشنری انگلیسی به فارسیفرستاده می شود، رونوشت برداشتن، رونویسی کردن، اوانویسی کردن، رونویس کردن، نقل کردن
transcribingدیکشنری انگلیسی به فارسیترجمه کردن، رونوشت برداشتن، رونویسی کردن، اوانویسی کردن، رونویس کردن، نقل کردن