tuneدیکشنری انگلیسی به فارسیاهنگ، لحن، نغمه، نوا، اواز، رنگ، خنیا، اهنگ صدا، لحن تلفظ، کوک کردن، وفق دادن، میزان کردن، ساز زدن
برکوهانلغتنامه دهخدابرکوهان . [ ب َ ] (اِ) آهنگ صدا و آهنگ و هم آهنگی آلات موسیقی . (ناظم الاطباء). ماه برکوهان . رجوع به ماه برکوهان شود. || صدای طوطی . (ناظم الاطباء).
tunesدیکشنری انگلیسی به فارسیآهنگ ها، لحن، نغمه، اهنگ، نوا، اواز، رنگ، خنیا، اهنگ صدا، لحن تلفظ، کوک کردن، وفق دادن، میزان کردن، ساز زدن
notesدیکشنری انگلیسی به فارسییادداشت، تبصره، نت، یادداشت ها، نوت موسیقی، کلید پیانو، اهنگ صدا، یادداشت کردن، توجه کردن، ذکر کردن، تذکاریه یادداشت کردن، ثبت کردن، بخاطر سپردن، ملاحظه کردن، ن